ابراهيم عاملي ( موثق )
278
تفسير عاملي ( فارسي )
معنى لغات : اجنبنى - از مصدر جنب بفتح اوّل و سكون دوّم بمعنى دفع كردن و دور كردن . تشخص - از مصدر شخوص بضمّ اوّل و دوّم بمعنى بالا رفتن ، از جائى كوچ كردن و از ميان مردمى رفتن ، بسوى چيزى رفتن ، چشم به جائى دوختن مهطعين - از مصدر هطع بفتح اوّل و سكون دوّم و هطوع بضمّ هر دو بمعنى با ترس و شتاب بسوى چيزى رفتن و به چيزى نگاه كردن و چشم برنداشتن ، مقنعى - از اقنع بمعنى صوت بلند كرد ، سر بالا كرد ، افئده - مفرد آن فؤاد بمعنى دل و بمعنى عقل نيز استعمال مىشود . هواء - جوّ و هواى تنفّس و زندگى ، « افئدتهم هواء » يعنى دلهاشان و عقلشان مانند هوا خالى است كه چيزى نميگيرد و درك نمى كند . اصفاد - جمع صفد بفتح اوّل و دوّم بمعنى بخشش و بند و زنجير ، سرابيل - جمع سربال بكسر اوّل بمعنى پيراهن يا پوشيدنى . قطران - با فتح و كسر اوّل و سكون دوّم و هم با فتح اوّل و كسر دوّم مادّه اى است روغنى كه از درخت صنوبر يا غير آن گرفته مىشود و سياه و بد بوى است و به فارسى « سياهكندا » ميگويند . ترجمه : 35 اى محمّد ، متوجّه باش به اين سابقه ى تاريخى كه ابراهيم با خداى خود چنين گفت : اى خداى من اين شهر مكّه را جاى امن و آسايش كن ، و من و فرزندانم را از بتپرستى دور بدار 36 كه بسيارى را از مردم به اين گمراهى انداختهاند پس آنكه پيرو من شد طرف دار اويم و آنكه مخالف شد سرو كارش با تو كه غفورى و رحيم 37 اى خدا ، دسته اى از فرزندان خود را بسرزمينى بىآب و علف جاى دادم كه نزد بيت الحرام و محترم خانه ى تو است تا نماز و مراسم دين بپاى دارند ، پس تو دلهاى مردم را بسوى آنها كن و از هر بر و ثمر روزىشان ده كه